عکسای 2 ماهگی و 3 ماهگی
سلام دوست جونای خوب و مهربون ببخشید ازینکه دیر اومدم آخه هنوزم اینترنت خونه راه نیفتاده آخه بابای زینب سادات جونم این روزا سرش خیلی شلوغه و فرصت نداره الانم از خونه بابا حسین اینا دارم وبلاگ رو آپ می کنم
برا همین تصمیم گرفتم عکسای 2 ماهگی و عکسای همین چند روزه رو توی این پست با هم بذارم
چند روز دیگه زینب جون مامان 3 ماهش میشه و چون ممکنه من مشهد باشم و دسترسی به نت نداشته باشم شما همین عکسای اخیر رو به عنوان عکسای 3 ماهگی از ما بپذیرید ممنون از لطفتون
خب اول از همه عکسای 2 ماهگی دخمل مامان


اینجا تازه از بهداشت برگشته بودیم و پاهای دخترم رو محکم بستم تا با تکون دادن درد نگیره
اون روز هر 4 ساعت 10 قطره استامین.فن میدادم به دخترم
خدا رو شکر دخترم تب نکرد و اذیت نشد


فردا عروسی عموی زینب ساداته برا همین چند روز زودتر اومدیم نیشابور و بابایی رو تنها گذاشتیم دخترم میخواد این طوری تیپ بزنه برا عروسی عموش
نظرتون چیه خوشگله دخترم؟؟؟؟؟


از طرفی مامان نرگس و خاله ملیکا رفتن تهران صفاسیتی ما هم اومدیم پیش بابا حسین و دایی جون تا تنها نباشن دخترم خیلی برا بابا حسین و دایی جون خندید و دلبری کرد پس این عکس های آخر رو به عنوان عکسای 3 ماهگی از ما بپذیرید فقط 4 روز دیگه دخترم میشه 3 ماهه





ای من به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است (فکر کنم شعر رو خراب کردم)


عکسای 2 ماهگی و 3 ماهگی 

